نجوا با خدا

دلم گرفته ای خدا

کو آن صدای آشنا

کو آن نوای دل نشین

کو آن شبای در خوشی

گریم گرفته ای خدا

کو آن نگاه مهربان

کو آن لبای آتشین

چیزی نمیگی ای خدا

نیستم به چشمت آشنا

قهرت نگیره ای خدا

اگه ازت شدم رها

شدم اسیر یک نگاه

ازته دلم گفتم بهش

اول و آخرم خدا

خدا یه بار بکن نگاه

بندت شده بی ادعا

تنها شده، ببین خدا

یه بار بهش بده ندا

دوستت دارم ای بی خدا

ضمن عرض سلام به همه دوستای گلم

از همتون تشکر میکنم بابت نظرات زیباتون. از دوستانی که  گذری هم میان و نظر میدن واقعا ممنون هستم امیدوارم همتون شاد باشید .

خیلی از شما دوستای گلم از داستانم غمگین شدید از همه شما معذرت میخوام امیدوارم منو ببخشید.

در آخر بازم از همه شما دوستان مهربانم تشکر میکنم و برای همتون ارزوی شادی و سلامتی دارم .

 

 

 

http://pesare-ziba.persianblog.ir/

/ 0 نظر / 5 بازدید