01

 
 
یکی از فانتزیام اینه روز آخر ترم که نشستـم سر کلاس استاد موقعی که داره حضور غیاب میکنه،،،
اسمِ منو بخونه بعد با صدای پر از درد و خسته بگم: "حاضر"
بعد استاد بگه آقا شما 7 جلسه غیبت داشتی حذفی این درس و ایشاا ... ترم بعد،بعد بلند شم و استاد و نگاه کنم همینجوری که کلاس رفته تو سکوت آروم آروم برم سمت استاد ... بعد که رسیدم جلوی استاد بگم:
ببین! منو از حذف کردن میترسونی ؟
بعد محکم بکوبم رو میز داد بزنم دِ لعنتی حرف بزن...
منو از حذف کردن میترسونی ؟
بعد بچه ها میان جدام کنن منو از استاد دور کنن همینجوری که دارم از کلاس میرم بیرون داد میزنم :
برو از خدا بترس ...
من چیزی واسه از دست دادن ندارم ...
من زندگیم و باختم لعنتی ... !! :|
 
یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پولدار تصادف کنه و من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم ، اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه و تمام زندگیشو به نام من بزنه و بمیره ؛ وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولارو بگیرن ، همه پولارو بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها ، اونی که با ارزش بود پدرتون بود …
 
 
 
یکی از فانتزیام اینه که
یه روز سوار مترو بشم بعد ترن توی تونل گیر کنه و دچار حادثه بشه اونوقت من با مشت بزنم حفاظ اون چکُشی که تو واگنها هست رو بشکنم بعد باهاش شیشه رو بشکنم بپرم بیرون و چراغ قوه ام رو از توی جیبم دربیارم روشن کنم و به بقیه بگم : از این طرف دنبال من بیاید ، منم میریم سمت ایستگاه توپخونه اونجا حتما نیروی کمکی هست !
بعد یه فانتزی دیگه دارم :
یه جا که خیلی شلوغه گوشیم زنگ بخوره بگم : آره ، آره ، حواستون باشه ؛ “زنده می خوامش”
 

یکی از فانتزیام اینه که

تغیر چهره بدم پاشم برم سربازی... بعد از اینکه 2 سال تموم شد برم پیش مسئول پادگانو واسش جریانو بگم... طرف اشک تو چشماش جم شه بگه: تو دختری؟ تو.. تو از صدتا مردم مردتری من یه پوزخند تلخ بزنم و جواب بدم: بازی روزگاره... بعد در حالی که ساکمو دنبال خودم رو زمین می کشم تو افق محو بشم..

 

 

یکی از فانتزیام اینه که

اون دسته ای که تیریپ خفن روشنفکری برمیدارن و میگن باید به هر عقیده ای احترام گذاشت رو بندازم وسط یه قبیله تو اعماق جنگل آمازون که اعتقاد دارن غریبه هارو باید خورد ! تا نسلشون برای همیشه محو بشه ببینم همچنان نظرشون همونه !

ایا ؟


/ 2 نظر / 14 بازدید
hamed

چ سخت است یکرنگ ماندن دردنیایی ک مردمانش برای پرنگ شدن حاضرند هزاررنگ باشند....

نرگس

این آخری از همه باحال تر بود........[خنده]